تبلیغات
مركز آموزش هیپنوتیزم, تله کینزی, کندالینی, چشم سوم, ریکی, پرواز روح, هاله, هرم انرژی و ... - گانه (مراتب روحی)

با سلام خدمت شما دوست عزیز
بنده قصد دارم با قرار دادن مطالب مربوط به خود شناسی برای بهتر زندگی کردن شما قدمی بردارم.
در صورت نیاز می توانید با بنده تماس بگیرید.

حركت ...

جستجو

 

گانه چیست؟

انسان در بدو تولد با سیستمی به نام گانه پا به عرصه حیات مادی میگذارد. آگاهی در انسان موجب پیدایش درک میگردد درک انسان مولد گانه های اوست و از آن موجب پیدایش و در دسترس قرار گرفتن یک کالبد و استفاده از آن می باشد که مختص به همان کالبد است.
گانه ها عوامل حرکتی کالبد ها می باشند و کالبد ها حدود و ترقی روحی انسان و تعیین کننده جایگاه وی در جهان های بالا هستند.
اشخاص به وسیله همان کالبد ها در جهان خاص خود وارد و در آن به ادامه ترقی خود می پردازند.
انسان به گانه اول لایق جهان مادی و با گانه دوم و گانه سوم جهان سوم و با گانه چهارم جهان چهارم می باشد. ولی این دلیل قاطع بر این که چون شخصی چهارگانه است لایق جهان چهارم باشد نیست. شاید با وجود چهارگانه بودن دارای نواقصی باشد که باید برای حل آنها مدتی در جهان سوم یا دوم یا اول که جهان اول توقف داشته باشد.
زمانی که روحی آماده میشود به جهان مادی پا بگذارد هر چند گانه که باشد یکی یا مقداری از گانه های او کسر می گردد.
اگر شخصی چهارگانه ناقص باشد موقع ورود به جهان مادی به صورت فردی با 3 گانه کامل پا به عرصه حیات میگذارد. و اگر 3 سه گانه کامل باشد موقع ورود به جهان اول 3 گانه ناقص یا 2 گانه کامل می باشد. اکثریت انسان ها روی کرده زمین یک گانه بوده و حتی قریب به اتفاق آنان هنوز گانه اولشان نیز ناقص می باشد. و اینگونه افراد جز ماده چیز دیگری را درک نمیکنند. حتی اگر در علوم خاصی هم اطلاعات پیشترفته ای داشته باشند. سطوح روحی انسان بستگی به علم مادی وی ندارد بلکه رابطه مستقیم با درک او دارد به اینگونه افراد یک گانه ناقص یا یک گانه که 40 درصد یا 50 % درصد یا 92% درصد از گانه اولشان تکمیل شده میگویند(یک گانه 30/100 یا یک گانه 70/100 یا یک گانه 90/100 یا یک گانه کامل 100/100).
وقتی شخصی گانه اول خود را 100% تکمیل نمود بر اثر درک خاصی که به آن انرژی پرشی به گانه دوم نیز گفته میشود به گانه دوم خود پرش می نماید این بدین مفهوم است که گانه اول صد در صد 100% تکمیل و چند درصدی از گانه دوم را پر نموده که به این اشخاص دو گانه گفته میشود.
همین شرایط تا گانه سوم و از گانه سوم به گانه چهارم و الی آخر ادامه دارد. کمتر اشخاصی هستند در روی زمین که بتوانند گانه سومشان را تکمیل و وارد چهارمین گانه خود شوند و چند درصدی نیز از این افراد قادرند حتی آن را کامل نمایند یعنی نادر افرادی در هر جامعه میتوان پیدا کرد که چهارمین گانه آنها صد در صد تکمیل شده باشد. این افراد قابلیت رهبری(در علوم روحی و سایر موارد)را دارند و میتوانند در هر شرایطی به نحو مطلوب عمل نمایند. البته در جهان مادی (کره زمین) تا چهار گانه نیاز میباشد و گانه های بعدی در جهان های بعد تکمیل می گردد.

ناگفته نماند انسان هایی که در سایر کرات آسمانی زندگی میکنند نسبت به محدوده زندگانی خود که از تمدن پیشترفته میلیون ها سال بهره جسته اند تا حدود گانه هفتم و هشتم نیز دارا هستند. ولی همین اشخاص اگر در کره زمین متولد بشوند باز دارای همان گانه 2 و 3 و حداکثر 4 چهار را خواهند داشت و این سیستم پیشترفته گانه آنها به علت تکامل در علوم مادی به دست آمده و اینان به خوبی همه چیز را یاد میگیرند و درک میکنند و دارای سطح هوشی بالاتر از 200 الی تا حد 900 الی 1000 نیز میباشد ولی تنها اشکالی که اینان دارند بعد چهارم روحی برای اینان قابل درک نبوده و ترقی آنها فقط در علوم مادی صورت گرفته است.
البته سطوح گانه های اشخاص که در بدو تولد با خود همراه دارند مربوط به ترقی روحی می باشدکه قبلا به آن رسیده اند و این اشخاص همه گانه هایشان را نمیتوانند در این زندگی تکمیل نمایند.

البته ترقی، بستگی تمام به حرکت شخص دارد ولی چون انسان ها اکثراً از علوم روحی و اینکه چه چیزی باعث ترقی روحی آنان میگردد بی بهره هستند. و عواملی که باعث رشد و ترقی گانه افراد می شود بیشتر از علومی سرچشمه میگیرد که تا کنون در بعد مادی وارد نگردیده و عموم و حتی خصوص نیز از آن بی بهره می باشند و همه با روندی که تا کنون پیشینیان طی نموده اند در این راه قدم میگذارند و به دلائلی تا کنون علوم خاصی در این رابطه به جهان مادی انتقال نیافته.

ناگفته نماند که گانه ها دائم نسبت به محیط و شرایط یک فرد در حال تغیر میباشند.
گاهی اوقات بر اثر تفکر غلط و حرکت منفی و همنشینی با افرادی که دارای گانه پایین تری هستند باعث تنزل گانه ها میگردد و گاهی نیز شخص تا مدتی توانایی و قابلیت با فردی یک گانه صحبت می نماید و سعی میکند درک خود را به او انتقال دهد چون حدود افکارش را با آگاهی او تطبیق می نماید یعنی از گانه اول خود استفاده میکند که باعث به وجود آمدن احساس سنگین و خستگی در فرد مورد بحث میکند ولی همان شخص یک گانه از احساس صحبت با فردی دارای گانه بالاتر احساس رضایت و خوشی می نماید. این دو نفر در سطح ارتعاشات روحی خود را با همدیگر هماهنگ نموده تا مفاهیم هم را بتوانند درک کنند.
در برخورد هایی که یک بیننده با شخصی می نماید به وسیله دیدن گانه های فرد میتواند

به سطوح فکری و سطح ارتعاش روحی وی پی ببرد. درجه گانه ها به صورت هاله ای
از نور در بالای سر اشخاص دیده میشود که یک بیننده با مشاهده آنان ( البته با تمرین ) به میزان درجه گانه ها پی می برد. ولی برای بعضی از بیننده ها این سطوح گانه ها به صورت عددی می آید که به صورت الهامی یا نماد عددی ظاهر میشود. لازم به تذکر است که بیننده لزومی ندارد که حتما شخصی را ببیند تا به گانه های او پی ببرد و از راه دور هم به همان اندازه میتواند برای وی گویا باشد. البته کسانی که از هیپنوتیزم استفاده میکنند از سوژه یا مدیوم هم برای دیدن این موارد میتوانند استفاده نمایند. فرق هیپنوتیزم و مدیومی با بینندگی به نسبت استفاده از سیستم های انرژی درونی انسان مربوط میگردد در هیپنونیزم از 2/3 انرژی مستطیل لول (معمولا در کتاب ها به آن چاکرای اول یا نیروگاه اول نیز گفته میشود) می توان استفاده کرد و در حالات مدیومی از باقی مانده 1/3 مستطیل اول و مستطیل انرژی دوم و سوم استفاده میشود.
ولی در بینندگی استفاده از انرژی درونی انسان از مستطیل چهارم شروع و به هفتم
ختم میگردد. بینندگی نوع عالی از سیستم است که در آینده تزدیک همه از آن استفاده خواهند نمود البته در بحث بینندگی در این مورد مطالبی جهت استفاده آمده است.
کالبد اول که به وسیله گانه اول در دسترس ما قرار میگیرد در سمت راست و در جلو
و کالبد دوم مربوط به گانه دوم در پشت سر او و مشابه به کالبد اول و کالبد سوم مربوط به گانه سوم در سمت چپ در جلو و کالبد چهارم مربوط به گانه عقلی در پشت سر کالبد سوم به صورت چرخشی دیده میشود. البته کالبد سوم مشابهتی با کالبد دوم دارد ولی اصلا به کالبد اول شبیه نیست و کالبد چهارم به صورت چرخی از انرژی عقلی مشاهده میگردد و برای آن تصویر نمیتوان مجسم کرد. کسانی که دارای گانه اول هستند فقط در ماده عمل میتمایند و افرادی که به گانه دوم وارد میشوند بعضی از تظاهرات علوم ماورای ماده در او به وقوع میپیوندد که در اختیار وی نبوده و قادر به کنترل آن نمیباشد و این تظاهرات ماورایی ماده نسیت به قدرت روحی او صورت می گیرد (مانند خروج با کالبد های روحی تله پاتی-روشن بینی-آینده نگری و فهم بعضی از موارد).
ولی شخصی که به گانه سوم پا میکذارد کم کم به تظاهرات ماورای مادی بیشتری
دسترسی پیدا میکند که شامل موارد گوناگونی میشود ولی با این حال اینگونه افراد هم آگاهانه به طور کامل قادر به کنترل و در اختیار گرفتن موارد مذکود نمی باشند و چند درصدی برای اینان قابل کنترل است و حالا کی و چگونه انجام میگیرد معلوم نیست و از حدود اختیارات وی خارج است و توسط ناخودآگاهی او تنظیم و کنترل میگردد. شخصی که وارد چهارمین گانه خود بشود میتواند عوامل انرژی و عملکرد روحی خود را کم کم با تکمیل گانه چهارم در اختیار خود بگیرد و نسبتاً با قدرت روحی خود در زمان هایی که می خواهد از آن انرژی استفاده به عمل بیاورد. ولی با این حال افرادی با گانه های بالا مانند 2 و 3 و حتی چهار نیز دیده میشود که با وجود چهارگانه بودن در حد یک فرد یک گانه عمل می نمایند و این یک نقص است. در آفرینش همیشه استثناهایی وجود دارد و بعضی اشخاص که به صورت نادر می توانند مجود داشته باشند که دارای گانه چهارم به بالاتر تا هشتم و حتی بالاتر هستند.

به اینگونه افراد ناشناخته گفته میشود. ناشناخته ها چه خود آگاه و چه ناخودآگاه از وجود گانه ها اطلاع داشته باشند یا نداشته باشند فرقی نمیکند. حدود اختیارات اینها بستگی تام به میزان حرکت روحی و قدرت روحی و ذات و جوهر روحی اینان دارد. وجود گانه هفتم و هشتم در سیارات در سطوح عالی به صورت گسترده وجود دارد. این اشخاص انسان های ماورای روحی بوده و واقعا در نوع خود بی نظیر می باشند. به این گونه افراد ناشناخته گفته میشود. یعنی اگر تمامی انسان های روی زمین و حتی کرات آسمانی که مملو از موجودات هوشمند هستند و تمامی موجودات هوشمند جهان اعلم از جن و پری و سایر موجودات که برای ما ناشناخته هستند جمع بشوند قادر نیستند به ناشناخته ها وارد گردند البته به ناشناخته هایی که از طرف قانون بوده و دارای انرژی قانون هستند میتون ناشناختنی هم گفت. اما تعدادی از افراد در روی زمین نیز وجود دارد
که به اینها نیز ناشناخته گفته میشود.
ناشناخته بودن آنها نسبی و به نسبت هم می باشد کسانی که به مراتب عالی انرژی دست یافته اند ناشناخته هستند و افرادی که پایین تر از آنها بوده و از انرژی کمتری بهره جسته اند قادر به شناخت آنها نیستند معمولاً به اینگونه افراد نیز ناشناخته گفته میشود و اینان فقط توسط افراد ناشناخته بالاتر از خود به شاخه شناخته تبدیل میگردند نه افراد با پایین تر از خود. افراد ناشناختنی برای ماموریت هایی که از طرف قانون پا به جهان مادی میگذارند اینان شاید به ظاهر امر چیزی نباشند و در بین مردم از نظر ظاهر فرقی با همدیگر ندارند ولی وقتی مراحل حرکت به مرحله های سخت می رسد اینان جوهر های خود را به بیرون می دهند. انسان های ناشناختنی حدود عملیاتشان از حدود عملیات اینگونه افراد بالاتر میباشد یعنی اینان قادرند علومی را که تا کنون کسی نتوانسته به جهان مادی انتقال دهد به ماده انتقال دهند. که این خود مشیئت الهی است و این علوم از دانش های معلق است و وقتی که زمانشان فرا رسید به امر خداوند به جهان مادی انتقال می یابد. هر وقت که خداوند انسان را در مقام پذیرش این علوم ببیند از رحمت خویش عنایت می فرماید.