تبلیغات
مركز آموزش هیپنوتیزم, تله کینزی, کندالینی, چشم سوم, ریکی, پرواز روح, هاله, هرم انرژی و ... - اکسیر حیات ( 1 )

با سلام خدمت شما دوست عزیز
بنده قصد دارم با قرار دادن مطالب مربوط به خود شناسی برای بهتر زندگی کردن شما قدمی بردارم.
در صورت نیاز می توانید با بنده تماس بگیرید.

حركت ...

جستجو

 

"كسانیكه می خواهند مردم را به بردگی وادارند، حقیقت را پنهان می كنند"

( خودآموز علوم روحی، بخش خودشناسی )

( کوندالینی - ریکی؛ نسخه ی افراد مبتدی )

در این مقاله سعی شده است که مطالب به ساده ترین زبان ممکن بیان شده و از وارد شدن به جزییات تخصصی پرهیز شود تا تمامی اقشار جامعه توانایی استفاده از آن را داشته باشند. خواننده محترم در صورت تمایل می تواند برای دریافت مقاله با ایمیل زیر ارتباط برقرار کند.

harakat_123@yahoo.com

روشی که در این مقاله ارائه شده است به هیچ وجه ابداعی نبوده و تنها خلاصه ای از بهترین و کوتاهترین روش هایی می باشد که توسط اساتید این فن ارائه شده است. نقطه ی قوت این متد، و مزیت بسیار عالی آن در این است که کاملا رایگان بوده و برای تمام اقشار بشر قابل اجرا می باشد.

لطفا قبل از انجام هر گونه کار عملی، ابتدا تمام مقاله را با دقت تمام بخوانید تا نسبت به کل موضوع اشراف پیدا کنید. آمادگی ذهنی می تواند عامل تسریع کننده ای در تجربیات شما داشته باشد.

امید است همانگونه که این مقاله جهت استفاده و آموزش رایگان عمومی می باشد، استفاده کنندگان نیز، این شیوه را ادامه داده و به نشر رایگان این مطالب همت ورزند.

 تئوری و مفاهیم ابتدایی

 اکسیر حیات چیست ؟

از ذات مقدس الهی نیرویی ( جریانی ) شبیه یک سیگنال واحد و تجزیه نشده در تمام کائنات جاریست که ترکیبی از نور و صوت الهی است. جنبه نور آن همان چیزی است که حضرت موسی در بیابان آن را دید. هر انسانی نیز می تواند قسمتی از آن را با بیدار سازی چشم سومش  مشاهده کند. جنبه ی صوتی نیز، همان اصوات الهی است که توسط عرفا و قدیسین سراسر دنیا بارها در طول تاریخ تجربه شده است و هم اکنون نیز توسط شفا دهندگانِ با انرژیِ هوشمند، از جنبه ی شفادهندگی آن استفاده می شود. در این مقاله ضمن ترکیب همزمان چندین روش، محوریت اصلی کار تنها بر جنبه شفادهی این سیگنال قرار دارد.

برای فهم بهتر، می توان موجی را مثال زد، که از فرکانس هایی پیوسته، از منفی بی نهایت تا مثبت بی نهایت تشکیل شده است. برای نمونه ای ملموس تر، می توان مثال طیفِ نور سفید را در نظر گرفت، که پس از عبور از منشورِ شیشه ای، به رنگ های مختلف و پیوسته ای بازگشایی  می گردد، که قسمتی از آن مرئی و قسمتی دیگر نا مرئی می باشند. گرچه این صوت بدون محدودیت زمان و مکان در تمام عوالم هستی جاری است، اما برای استفاده از آن باید روش درست را بیاموزیم. به تعبیری تا شما گیرنده این سیگنال را درون خود فعال نکنید، نمی توانید از آن استفاده کنید. در مثال منشور و نور سفید، حتی بعد از بازگشایی نور بواسطه منشور، چشم شما بعنوان گیرنده، تنها بخش محدودی از سیگنال ها را می تواند دریافت کند. و دستگاه های دیگری که بشر ساخته، مانند گیرنده های مادون قرمز، ماوراء بنفش، اشعه ایکس، سیگنال های مخابراتی و غیره، تنها می توانند با بخش محدودِ دیگری از آن کار کنند. برای روشن شدن بیشتر موضوع باید گفت، هم اکنون در فضای اطراف شما، سیگنال های مختلف مخابراتی در جریانند، اما شما آن ها را دریافت نمی کنید، بلکه رادیو، تلویزیون و موبایل شما هر کدام بخشی از آن را که در محدوده ی توانایی گیرنده ی خودش است، دریافت کرده و بکار می گیرند.

تمام انسان ها بلا استثناء گیرنده نیروی هستند، اما با درصد های جذب مختلف. این توانایی مانند گنج پنهانی است که درون خانه ی شما قرار  دارد، اما شما از وجود آن اطلاعی ندارید، چه برسد به اینکه روش استخراج آن را بلد بوده و بدانید چگونه باید آن را خرج کنید تا به نفع شما باشد.  پس شما برای استفاده از سیگنال الهی نیازمندید که ابتدا گیرنده خود را فعال کنید.

 کاربرد جریان الهی  چیست چرا می خواهیم گیرندگی خود را افزایش دهیم ؟

فعلا از زیاده گویی در مورد خواص بیشمار و نامحدود این  جریان الهی ، جهت جلوگیری از سردرگمی شما می گذریم. در اینجا فقط از این خاصیت نام می بریم که، این  جریان الهی می تواند تمام بیماری ها را بکلی از بین ببرد (شفا دهندگی). تا زمانی که شخص دریافت کننده به کانالی صد در صد برای نیروی الهی بدل نشده است، نمی توان انتظار داشت اگر شما پایتان قطع شده باشد، دندانتان پوسیده باشد، یا جراحت های ضایعه ای، در بدن داشته باشید، در همان شروع کار، معجزه کند و برای شما عضوی برویاند.

پس نتیجه ی ابتدایی استفاده از  جریان الهی برطرف کردن تمام علت ها، بیماری ها و آلودگی هایی است که در تمام کالبد های شما - جسمی و روحی-روانی - بعنوان درمانگر، و دیگران بعنوان بیمار، وجود دارد ( سلامت مطلق ! ). حتی اگر سلامت کاملی که در بالا ذکر شد، تنها خاصیتِ این سیگنال الهی باشد، دستاوردی بسیار عظیم و آرمانی بزرگ خواهد بود. شاید بسیاری از افراد خود را در سلامت کامل بدانند، اما این تنها یک سلامت ظاهری است و زمینه ی بیماری های نهفته در آزمایشات پزشکی به ندرت قابل تشخیص خواهند بود. به ندرت یک فرد عادی، در سلامت مطلق روحی و جسمی به سر می برد!

خواص سلامت مطلقی که در اینجا مد نظر است، این است که تمام نیروهای روحی انسان فعال می شوند. یعنی تمامی نیروهایی که در سبک های مختلف عرفانی و علوم روانی ذکر شده اند. راز  چگونگی رخ دادن این واقعه در این است، که انسان به کانلی برای عبور این جریان الهی تبدیل می شود. حال هر چقدر این کانال پاکیزه تر باشد، سرعت عبور انرژی از درون آن بیشتر بوده و زمان رسیدن به هدف کمتر می شود. در روشی که در حال مطالعه آن هستید, تمام کار ها را نیروی الهی انجام میدهد و انسان فقط یک واسطه است. ( اگر هنوز این اهداف برای شما راضی کننده نیستند، می توانید ابتدا دو بخش " معرفی چاکرا های اصلی " و " بیدار سازی چشم سوم "  را مطالعه کنید. )

در اغلب متن های مربوط به استفاده از این نیرو، گفته شده که بیمار حق ندارد درمان پزشکی رایج خود را ترک کرده و تنها به این نوع درمان بسنده کند. این گروه این شیوه درمانی را "طب مکمل"  (complementary medicine  ) می نامند. اما گروهی نیز درمان هوشمند را درمانی تمام عیار دانسته و به آن لقب "طب جایگزین"  (alternative medicine  ) می دهند.

نکته: علم پزشکی و روانشناسی علوم تجربی هستند که سعی می کنند با تجربیاتی آماری و آزمایشی به روش سعی و خطا، به درمان دست یابند. حتی اگر به اشتباه فرض کنیم که انسان تنها از همین جسم فیزیکی ساخته شده است، با بی نهایت سلول زنده طرف هستیم که اگر چه در برخی قسمت ها مشابه به نظر می رسند، اما وظیفه ای مستقل دارند. یعنی بینهات قانون حیات! آیا با تجربه ای که فوق العاده به زمان و ابزار، و توانایی درک انسان محدود است، می توان بر مقوله ای بینهایت اشراف پیدا کرد؟! اگر خیلی خوش بینانه نگوییم تمام دارو های شیمیایی، اما اغلب آن ها دارای عوارض جانبی می باشند، که یا در حین مصرف بروز می کنند، و یا به بیماری های پنهان و مزمن مبدل می گردند و در بسیاری موراد تنها علائم بیرونی بیماری را حذف می کنند .  پس به نظر می رسد که امر شفا ( healing  ) تنها از خالق انسان بر می آید که دارای آگاهی مطلق در مورد اوست. جریان الهی که جوهره ی وجودی خداوند است، دارای چنین قابلیت و آگاهی می باشد و بدون محدودیت زمان و مکان، بدون نیاز به ابزاری خاص، در دسترس تمام کائنات قرار دارد. ( این موضوع مطابق با صفت رحمانیت الهی است که تمام کائنات را در بر می گیرد و تنها قانون آن عشق الهی است. )

نکته: در این نوع از درمانگری، فردِ درمانگر تنها بعنوان یک کانال برای عبور انرژی هوشمند الهی عمل می کند و مطلقا هیچ نقشی در روند درمان ندارد. شاخه های پلاریته درمانی و انرژی درمانی، طب سوزنی و فشاری و دیگر طب های مکمل، به هیچ وجه دارای هوشمندی نبوده و از مقوله ی بحث ما خارج هستند. یک درمانگر با انرژی الهی، نیازی به چنین ابزاری ندارد.

نکته: سیگنال الهی نیرویی تزریق کردنی نیست، بلکه جذب کردنی است. به این تعبیر که هیچ کسی نمی تواند اکسیر حیات را به زور، به خورد دیگری بدهد ! بلکه هر انسانی خودش باید با نیت درونی، دریچه ی خود را برای جاری شدن آن باز کرده و آن را جذب کند. همچنین به محض اینکه تصمیم گرفت که دیگر از آن استفاده نکند، همانطور که با اراده و نیتِ خودش آن را دریافت کرده بود ، جریان بلادرنگ قطع خواهد شد.

نکته: سیگنال الهی نیرویی کاملا هوشمند بوده و خودش تمام آلودگی های آشکار و پنهان کالبد ها را تشخیص داده و به گونه ای درمان می کند، که به هیچ عنوان فشاری خارج از تحمل بیمار به او وارد نشده و در امنیت کامل به سمت سلامتی سوق داده می شود. اما این بدین معنی نیست که بدون هیچ علائمی آلودگی های جسمی و روحی، در یک چشم بهم زدن از جسم و روح شما خارج می شوند! شدتِ  عملیات پاکسازی به میزان ظرفیت تحمل بیمار، بطور کاملا هوشمند، توسط نیروی الهی تنظیم می گردد. شدت و قدمت بیماری ها با زمان رسیدن به سلامت کامل نسبت عکس، و ظرفیت اشخاص در تحمل علائم خروج آلودگی ها از بدنشان، و تمرینات مستمر و پیوسته، با زمان رسیدن به سلامتشان نسبت مستقیم دارد. شما برای بهبود یک بیماری سرما خوردگی معمولی حداقل باید یک هفته دارو مصرف کنید، پس انتظار اینکه تمام بیماری های ذهنی جسمی و روحی بیدار و نهفته ی شما در چند روز از بین بروند، توقعی ابلهانه می باشد. همانطور که دارو ها باید بطور منظم و مستمر مصرف شوند، استفاده از درمان با جریان الهی نیز باید مستمر و منظم پیگیری شود. باز هم تکرار می کنم که دفع بیماری ها ( برون ریزی ) همراه با علائم بیرونی خواهد بود که در هر شخص متفاوتند. اما این نیروی هوشمند الهی، از آستانه تحمل هر شخص کاملا آگاه بوده و بر همین اساس، روند و شدت دفع آلودگی ها را تنظیم کرده و بیمار در نهایت آرامش و امنیت به سمت سلامت سوق داده می شود.

باید توجه زمان رسیدن هر فرد به شکوفایی نیروهای روانی با دیگران متفاوت است و بستگی به آلودگی های دارد که درون کالبد های هر شخص وجود دارند. مسلا زمان لازم برای قهرمان شدن یک انسان در رشته ی دو میدانی، با پای شکسته بسیار بیشتر از انسانی است که در سلاما کامل جسمی به سر می برد. البته یک فرد دیگر که درصد پاکسازی کانال های بدن خود را بالا برده است، می تواند زمان پاکسازی شما را به نسبت قدرت خودش کاهش دهد . بعلاوه یک سری تمرینات تسریع کننده پاکسازی نیز وجود دارد که  در پیایان مقاله ارائه خواهند شد.

برای درک بهتر چگونگی عملکرد جریان الهی باید ابتدا نسبت به چگونگی عملکرد سیستم بدن خودتان آگاهی پیدا کنید.

سیستم بدن

دانشمندان سال ها بعد از روشن بینان, بالاخره توانستند از برخی کالبد های روانی انسان، بوسیله ی روشی خاص- روش عکس برداری کرلیان (  Kirlian) و GDV (Gas Discharge Visualisation )-  عکسبردای کنند. از این به بعد وجود لایه های به اصطلاح مغناطیسیِ در بر گیرنده ی بدن انسان، مورد تاید علمی قرار گرفت . این لایه ها را هاله (aura) گویند. برای درک هاله ها می توان 2 مثال زد.

1: تعبیر جسم انسان به هسته ی زمین, که هاله های انسان به مانند لایه های پوسته و اتمسفر، هسته را در بر گرفته اند.

2: تعبیر جسم انسان به قسمت مرکزی پیاز, که در میان غلاف های مختلف قرار گرفته است.

 

این هاله ها (کالبدها) در حالت عادی با چشم دیده نمی شوند، اما روشن بینان آنان را به صورت لایه های رنگی در اطراف بدن انسان می بینند. انرژی حیات در کانال های معینی درون این لایه ها می چرخد. هماهنگی و سلامت این کالبدها، و چرخش بدون نقص انرژی حیات در بدن، به معنای سلامت کامل فرد خواهد بود.


 


انسان از ٧ لایه اصلی تشکیل شده است: ١- کالبد اتری ٢- کالبد عاطفی ٣- کالبد ذهنی ٤- کالبد اثیری ٥- کالبد کلیشه ای اتری ٦- کالبد آسمانی ٧- کالبد علی. لایه های شماره فرد، دارای قالبی ثابت ولایه ای زوج دارای ساختاریسیال هستند که انرژی مانند ابرهایی رنگین در آن حرکت می کند. شکل زیر تفکیک لایه ها را با نامگذاری متداول نشان می دهد.

 

 

در کالبد هر انسان، انرژی حیات توسط مراکز چرخنده ای بنام چاکرا ها ( chakra ) درونِ کانال های انرژی موجود در سراسر کالبد ها، که نادی (nadi)  نامیده می شوند، به جریان در می آید. هر زمان که به هر علت، مراکز چرخده دچار اشکال شده و یا کانال های حرکت انرژی دچار اختلال یا گرفتگی شوند، بیماری رخ می دهد.

در مورد چاکرا ها و کانال ها

چاکرا ها، مراکز پمپاژ انرژی: چاکرا ها نقاطی هستند که انرژی حیات را درون کانال های لایه های مختلف کالبد به حرکت در می آورند و جریان انرژی بدن را ایجاد می کنند. هر چاکرا توسط حرکتی گردابی شکل انرژی را به درون خود مکیده و از مرکز خود به کانال های مرتبط با همان چاکرا پمپاژ می کند. هفت چاکرای اصلی در امتداد ستون فقرات قرار داشته  و چاکرا های فرعی بسیاری در نقاط دیگر بدن. ( البته 2 چاکرای برتر دیگر نیز در بالای سر وجود دارند که در مورد ماهیتشان اطلاعات زیادی گفته نشده. )

 

قیف های چرخان چاکرا ها در جهت عقربه های ساعت انرژی را به درون مرکز چاکرا و راس مخروط می مکند. چاکرا ها نقاطی انرژیک هستند و محلی که در ادامه برای مکان یافتن آن ها  در جسم معرفی معرفی خواهد شد، به هیچ وجه ماهیتی جسمی ندارند. چاکراهای فرعی زیادی در سراسر بدن وجود دارند که از چاکراهای اصلی سرچشمه می گیرند و مختصات برخی از آن ها را در شکل زیر می بینید.

 

 

720 میلیون نادی ( کانال انرژی ) در بدن وجود دارند. ما فعلا 3 کانال اصلی را معرفی می کنیم که بر دیگر کانال ها نظارت دارند.

کانال اصلی انرژی

١- کانال سوشومنا (sushumna): این کانال  از پایین ترین چاکرا (شماره 1 ) شروع شده و به بالاترین چاکرا ( شماره 7 ) ختم می شود و از میان ستون فقرات و بصل النخاع بطور مستقیم عبور کرده و تا چاکرای فرق  سر می رود. سوشومنا کانال اصلی بدن بوده و بر تمام کانال های دیگر زیر مجموعه ای از این کانال می باشند.

٢- آیدا (ida): این کانال ،کانال سمت  چپ هست، که به نیروی ماه معروف بوده، از چاکرای ریشه شروع شده و با حرکات مارپیچ به چاکرای تاج  ختم می شود.

٣- پینگالا (pingala): این کانال، کانال سمت  راست هست، که به نیروی خورشید معروف بوده,  از چاکرای ریشه شروع شده و با حرکات مارپیچ و قرینه با کانال آیدا، به چاکرای تاج ختم می شود.

( دو کانال آیدا و پینگالا در زبان چینی به یین (yin) و یانگ (yang) معروفند )

 

نیروی خفته ی کوندالینی

علاوه بر جریان الهی مرکز نیروی خفته ای در کالبد انسان وجود دارد که به کوندالینی ( KUNDALIN) مشهور است. این نیرو مانند یک ریسمان از مواد سوختی (ریسمان انرژِی) است که سه دو رو نیم به دور خودش پیچیده است  اغلب با سمبل یک مار خفته بیان می شود که به دور خود حلقه زده است. در حالت عادی خاموش بوده و غلافی به دور آن قرار دارد. مختصات آن 2 انگشت زیر آلت تناسلی، 2 انگشت بالای مقعد و چهار انگشت رو به داخل است. (درست روبروی نوک پایینی استخوان خاجی)

 

این نیرو در آموزش های سنی یوگیست های هندی توسط استاد بیدار می شود اما ما در روش پیشنهادی خودمان، آن را توسط جریان هوشمند الهی در سلامت و امنیت کامل، بیدار و هدایت کرده و برای پاکسازی چاکرا ها و کانال های از آن استفاده می کنیم.

نکته: چاکرا ها به هیچ وجه با فشار دادن، گرم کردن، ضربه زدن یا هر نوع عمل فیزیکی، فعال یا تحریک نمی شوند! بلکه مختصات های داده شده در کالبد های روانی قرار داشته و تنها با تمرینات تمرکزی و نیروهای روانی تحت تاثیر قرار می گیرند.

 

تمرکز روی چاکرا ها یعنی توجه ذهنی بر چاکرا یا یکی از قیف های مرتبط با آن. (البته جای دقیق چاكرا را هیچوقت در ذهن خود تداعی نكنید چرا كه شاید اصلاً در آن قسمت شما چاكرایی ندارید! كه در این صورت ذهن شما شاید بر آن نقطه تاثیر منفی بگذارد) با این کار سرعت چرخش و مکش انرژی آن چاکرا بالا رفته, موانع موجود در کانال های مرتبط به تدریج برطرف شده و نهایتا زمانی که شدت جذب انرژی از یک حد آستانه بیشتر شد، چاکرا شکفته می شود. اما از آنجایی که توجه روی چاکراها در محل اصلیشان در وسط ستون فقرات و درون مغز سخت است، به تمرین کننده گفته می شود، فقط به چاكرای مربوطه فكر كند و تمركز بگیرد.

 

معرفی چاکرا های اصلی

 چاکرا های اصلی در امتداد ستون فقرات، از نوک استخوان خاجی تا فرق سر قرار دارند. هر قیف چرخان چاکرا های اصلی خود از تعدادی قیف های چرخان کوچکتری تشکیل شده است که همگی در جهت عقربه های ساعت می چرخند و انرژی را به قلب چاکرا وارد می کنند. هر گاه سرعت عبور انرژی در چاکرا از حد معینی بالا تر برود، یک رنگ خاص  در پرده ی ذهن شما و در آن نقطه ظاهر می شود و  اصطلاحا گفته می شود که چاکرا شکفته گردیده است ( بیدار شده است ). با بیدار سازی هر چاکرا یک سری توانایی های روانی انسان نیز بیدار می شوند.

سمبل هر چاکرای اصلی یک گل نیلوفر، و گلبرگ های آن نشان دهنده ی تعداد مخروط های کوچک تشکیل دهنده ی آن چاکرا می باشند. درون مرکز گل، و روی هر گلبرگ یک لفظ سانسکریت نوشته می شود. این لفظ، مکتوب شده صوتی ( سیگنالی ) است که در اثر بیدار سازی، از چاکرا ساطع می شود. در برخی آموزش های باستانی یوگا برای کمک به بیدار سازی این توانایی ها، از تکرار این اذکار ( مانترا –  mantra)، در کنار دیگر تمریناتشان استفاده می کنند. هر کدام از چاکرا های اصلی توسط کانال های فرعی به نقاطی در دست ها و پا ها و مغز نیز متصل می شوند.

 

1- چاکرای مولادهارا (muladhara chakra) 

 

به چاکرای ریشه معروف بوده و به رنگ قرمز است. این چاکرا درست در نوک انتهایی استخوان خاجی قرار دارد. دهانه جلویی مخروط چرخان متصل به این چاکرا در ناحیه ای بین، 2 انگشت زیر اندام تناسلی و 2 انگشت بالای مقعد قرار دارد. از تجلیات این چاکرا، موارد زیر ذکر شده اند:  کنترل کردن عنصر خاک،  مهارت در فنون، مصونیت در برابر بیماری ها و کنترل کامل نَفس و ذهن. 


 

2- چاکرای سوادهیستانا (swadhishthana chakra)

به چاکرای جنسی هم مشهور است و در بالای استخوان خاجی قرار دارد. به رنگ نارنجی بوده و 6 گلبرگ دارد. دهانه ی جلویی مخروطِ چرخانِ متصل به این چاکرا روی استخوان بهم رسیده ی لگن در جلو بدن و بالای آلت تناسلی می باشد. از تجلیات این چاکرا، موارد زیر ذکر شده اند: کنترل کردن عنصر آب،  غرق نشدن در آب (غلبه بر آب)! درک مستقیم حقایق، رهایی از تصمیمات و احساسات غلط، دریافت قسمتی از عشق و ستایش نسبت به تمام زیبایی ها، غلبه بر ترس از مرگ و ورود به جهانی بدون ترس، و جذب انرژی حیات و ارسال آن به نقاط دیگر بدن.


 

3- چاکرای مانی پورا  (manipura chakra)

این چاکرا بالای مهره پنجم ستون فقرات بوده و به چاکرای نافی یا شبکه خورشیدی معروف است. به رنگ زرد بوده و 10 گلبرگ دارد. دهانه ی جلویی مخروطِ چرخانِ متصل به این چاکرا روی ناف می باشد. از تجلیات اصلی این چاکرا، موارد زیر ذکر شده اند: کنترل کردن عنصر آتش،  بدست آوردن نیروی تخریب و ساختن ( آفرینش )، آزادی از ناخوشی ها، غلبه بر آتش، روشن بینی و روشن شنوی.


 

4- چاکرای  آناهاتا (anahata chakra)

به چاکرای قلب معروف بوده و بالای مهره ی یازدهم قرار دارد. به رنگ سبز بوده و 12 گلبرگ دارد. دهانه ی جلویی مخروطِ چرخانِ متصل به این چاکرا تقریبا روی قسمت پایین استخوان جناق سینه و جلوی قلب می باشد. از تجلیات اصلی این چاکرا، موارد زیر ذکر شده اند: کنترل کردن عنصر هوا،  غلبه بر جاذبه زمین و حرکت در هوا، بدست آوردن حکمت، فرزانگی و آزادگی، عشق به تمام عالم هستی.

 

5-  چاکرای ویشودهی (visuddha chakra)

 به چاکرای گلو معروف بوده و بالای مهره ی شانزدهم در ستون فقرات قرار دارد. دارای 16 گلبرگ به رنگ آبی می باشد. دهانه ی جلویی مخروطِ چرخانِ متصل به این چاکرا تقریبا روی گودی پایین گردن می باشد. از تجلیات اصلی این چاکرا، موارد زیر ذکر شده اند: کنترل کردن عنصر اِتِر،  دسترسی به سه زمان گذشته و حال و آینده، سخنوری، سفر به جهان های سه گانه! صلح و آرامش کامل درونی، تغذیه کیهانی ( عدم نیاز به خواب و خوراک و آب ).

 


6- چاکرای آجنا  (ajna chakra)

به چاکرای چشم معنوی و  به چشم سوم  معروف است. جایگاه آن غده صنوبری می باشد. به رنگ سفید پاک و روشن می درخشد و  2 گلبرگ دارد. دهانه جلویی مخروطِ چرخانِ متصل به این چاکرا روی پیشانی، کمی بالا تر از وسط ابرو ها قرار دارد. این چاکرا مهم تری چاکرا برای شفا دهی و تعالی معنوی می باشد و دریچه اشراق است. از تجلیات اصلی رسیدن هسته ی کوندالینی به این چاکرا، موارد زیر ذکر شده اند: کنترل کردن عنصر آگاهی،  ایجاد مکاشفه ( رویا بینی آگاهانه ) و ارتباط روحی، توانایی سوزاندن کارمای ( جزای کارهای بد ) زندگی های گذشته ی خود. دیدن هر قسمت از کالبد های موجودات، دیدن هر نقطه در گذشته و حال و آینده.

نماد

 

7- چاکرای  ساهاسرارا (sahasrara chakra)

چاکرای تاج دقیقا در وسط، بالا و مرکز سر ( ملاج ) قرار دارد و هزار گلبرگ دارد. و تمام رنگ ها از آن ساطع می شود. اولین تجلی آن دسترسی به طبقه ی خالص اثیری می باشد. این چاکرا کنترل کردن عنصر ابر آگاهی را برای انسان میسر می سازد.

 

خودتان چرخش انرژی را در اطراف بدنتان تجربه کنید

برای اینکه وجود انرژی در اطراف بدن خود را به عینه تجربه کنید، می توانید از ابزاری که سال های پیش ابن سینا برای آزمایش صحت جریان انرژی در بدن مراجعینش استفاده می کرد بهره ببرید. این ابزار چیزی نیست بجز یک پاندول ساده! یک نخ به طول 10 الی 15 سانتی متر تهیه کرد و یک وزنه به پایین آن گره بزنید. این وزنه هر چیزی می تواند باشد، از یک سنجاق قفلی و سوزن خیاطی گرفته تا یک مهره ی فلزی، گوی پلاستیکی و هر چیزی که دلتان بخواهد. بهتر است شیء مورد نظر قرینه باشد, مانند یک سوزن خیاطی.  بعد سر آزاد نخ را بین دو انگشت اشاره و شصت خود طوری بگیرید که وزنه پاندول با نقطه ی که می خواهید چرخش آن را مشاهده کنید ( مثلا بالای زانو که یک چاکرای فرعی است )، حدود 2-3 سانتی متر فاصله داشته باشد. ابتدا با دست دیگر وزنه را ثابت کنید. سپس با آرامی وزنه را رها کرده، اجازی بدهید انرژی از دست شما چاری شود.کمی منتظر بمانید. مشاهده خواهید کرد که پاندول شما در یک مسیر دورانی شروع به چرخش می کند. این همان چرخش مخروط انرژی در چاکرای فرعی زانوی می باشد. در ادامه می توانید با پاندول خود صحبت کنید ( یعنی با تکرار کلماتی که به مثابه تمرکز بیرونی و تلقینی برای ذهن می باشد، ) نوع و جهت چرخش انرژی را تعیین کند. به وزنه پاندول نگاه کنید و مثلا بگویید، "بایست، بایست، بایست، بایست، بایست،..." و تند تند و پشت سر هم تکرار کنید. خواهید دید که انرژی از حرف ( ارداه ) شما تبعیت کرده و پاندول از چرخش باز می ایستد. این کار را با کلمات "برعکس، برعکس، برعکس،..."  "چپ راست، چپ راست، چپ راست،..."  "جلو عقب، جلو عقب، جلو عقب،..."  تکرار کنید و نتیجه را به چشم خودتان ببینید.

این پاندول را می توانید بر روی نقاط مختلف بدنتان ( چاکراهای فرعی و اصلی دیگر ) جابجا کنید و نوع حرکت انرژی را مشاهده نمایید. نتیجه كار به ایمان شما هم بستگی فراوانی دارد چون انر‍‍ژی از فكر شما فرمان می گیرد نه از زبان شما.

 

مراقبه چیست ؟

مراقبه تکنیکی است، در ابتدا برای سکون و آرامش جسم، برای رسیدن به سکون ذهنی. زیرا کلید تمام ادراکات و آگاهی ها در علوم روحی  سکون و سکوت درونی می باشد. فردی که بتواند گفتوی ذهنی و درونی خود را کنترل کند، کنترل کامل قدرت های روانی خود را در دست می گیرد. معمولا برای شروع، از عدم تحرک جسم بعنوان مقدمه ای برای رسیدن به سکوت ذهنی، و قطع توجه حواس از محیط بیرون  استفاده می کنند. ( گفتگوی درونی، مانند صحبت کردن با خودتان و موضوعاتی است که به آن ها فکر کرده و ذهنتان را مشغول می کنند ) در بسیاری از روش های مدیتیشن، به فرد گفته می شود که ذهن خود را خالی کند، اما این کار در عمل برای مبتدیان بسیار مشکل است و باعث تشویش بیشتر ذهن آن ها می شود. برای دریافت انرژی الهی، رسیدن به سکون ذهنی ضروری نمی باشد، اما می تواند تسریع کننده ای قوی در جهت جذب سریع تر انرژی باشد.

مراقبه می تواند درهر  حالتی انجام شود. اما بهتر است حالتی در نظر گرفته شود که ستون فقرات در حالت طبیعی و راست بوده، ( چون انرژی از فرق سر و در موازات ستون فقرات به پایین وارد بدن شده و حركت می كند ) فشاری به عضلات وارد نشده و  خون رسانی به سادگی به همه جای بدن صورت بگیرد.  هر شخصی باید مناسب ترین حالت را برای خودش پیدا کند. برخی حالات متداول در زیر آورده شده اند:

 

حالت شماره 1:  که به نظر بهترین حالت برای تمام اشخاص، با هر توانایی جسمی می باشد،  حالت (درازکش) است. زیرا به هیچ یک از اعضای بدن فشاری وارد نمی شود و جسم در آرامش کامل بسر می برد. شخص باید به کمر خوابیده ( طاقباز ) ، پاها را تقریبا به اندازه عرض شانه باز کند و دست ها را با کمی فاصله از بدن قرار دهد، به طوری که کف دست ها رو به بالا باشد.( جهت دریافت انرژی ) بعد چشم ها را می بندد و مدتی معین را بی حرکت می ماند. بهتر است یک بالشت  نیز زیر سر خود بگذارید.

حالت شماره 2: وضعیتی است که به ( لوتوس ) مشهور است. حالتی مثل نشستن چهار زانو بر روی زمین و بدون تکیه دادن به چیزی، با این تفاوت که کف هر دو پا باید رو به بالا، و روی رانِ پایِ مقابل، بصورت ضربدری قرار بگیرند. بعد دست ها را جلو یا روی زانو ها طوری قرار می دهیم که کف آن ها رو به بالا باشد. ( این حالت در افراد زیادی بیشتر از آنکه آرامش دهنده باشد، زجر آور است زیرا نیاز به آمادگی جسمانی دارد و حداقل برای استقرار درست پاها بر روی همدیگر، مستلزم داشتن انعطاف بدنی بالایی است. همچنین برای اشخاصی که از درد های ستون فقرات رنج می برند عملی نمی باشد )

 

حالت شماره 3: حالتی است که به (نیم لوتوس) مشهور است. هر دو پا را جلوی بدن قرار می دهیم، بطوری که کف پا ها در خط وسط بدن بوده و تنها یک پار را روی دیگری قرار می دهیم. این روش مشکل نیاز به انعطاف بدنی بالا را رفع می کند، اما هنوز برای افرادی که در ستون فقرات خود مشکل دارند، مناسب نیست.

حالت شماره 4: حالت نشستن روی یک صندلی  است. کمر در حالت عادی و راست، پاها با فاصله ی عرض شانه از یکدیگر، و دست ها یا بصورت حلقه شده در زیر ناف،  و یا روی پاها با کف دست رو به بالا باید قرار بگیرند.

                                                         حالت درهم كردن دستها در حین مراقبه

 

بستن چشم در تمام حالات مشترک است. در هر حالتی که باشید، در مدت مراقبه بهتر است دهان بسته باشد و از طریق بینی، به آرامی نفس کشیده شود. دم و بازدم بهتر است از طریق حرکت شکمی انجام شود تا انقباض و انبساط قفسه ی سینه باعث برهم خوردن آرامش جسمی نشود. همچنین قرار گرفتن سر و ستون فقرات در حالت طبیعی مهم است. هدف این است که هیچ نقطه ی بدن در حالت کشش یا انقباضی غیر طبیعی نباشد که موجب درد یا خستگی شود، تا روند آرامش گرفتن جسم با مشکل مواجه نشود.

این اعمال تنها تکنیک هایی برای شروع, و ترفند هایی کمک آموزشی می باشند، که با انجام تمرین و ورزیدگی در تمرکز، به سادگی قابل حذف است. هر فردی بر اساس توانای های خود می تواند بعد از مدتی، در حین کارهای روزمره نیز تمرکزش را روی موضوعی که دوست دارد حفظ کند. در مرحله ی عالی،  فرد می تواند در شلوغ ترین و پرتنش ترین موقعیت های بیداری و با چشم باز، ذهن خود را کاملا خالی کند و به سکون کامل برای توجه به هدف خود برسد.

 توجه: طولانی شدن بیش از حد زمان و تعداد مراقبه ها ( مثلا زمان بیش از 45  دقیقه در هر مراقبه، و بیش از 3 بار در روز ) برای زود تر به نتیجه رسیدن، مانند این است که شما بخواهید کاری را با زور  و با افراط گری پیش ببرید. این عمل بیشتر از اینکه کمکی به شما بکند، دقیقا نتیجه عکس داده و مانع از رسیدن به نتیجه ی مطلوب شده و خستگی به همراه می آورد. در زمان مراقبه بهتر است یک مکان آرام و كم نور انتخاب کنید، تلفن و موبایلتان را قطع کنید. زمانی را انختاب کنید که کسی مزاحم تمرین شما نشود. سعی كنید مراقبه را هر روز در ساعت معینی انجام دهید. ( برای شرطی شدنتان ) یک ساعت را طوری تنظیم کنید که 30 دقیقه بعد یك زنگ ملایم بزند، تا در حین مراقبه در فکر این نباشید که چقدر زمان را سپری کرده اید.

از این به بعد برای اینکه بتوانید متد آموزشی را مورد تحقیق بهتر قرار دهید، بجای واژه "جریان الهی" از واژه ی معادل و مصطلح بین المللی آن یعنی ریکی (reiki) استفاده می كنیم (rei به معنای هوشمندی کیهانی یا روح، وki به معنای نیروی حیات = نیروی حیات روح/ هوشمند کیهانی ) ( در چین واژه rei معادل واژه chee می باشد ).